گفت معشوقی به عاشق کای فتی
توبه غربت دیده ای بس شهر ها
گو کدامین شهر از آن ها خوشتر است
گفت آن شهری که در وی دلبر است
منبع آرامش تمرکز بر موهبت هایی است که خداوند در اختیار ما قرار داده است .باد
موافق برای کشتی ای می وزد که بادبانی برافراشته داشته باشد خوشبختی و بدبختی ما
همه وهمه بستگی به ذهن ما دارد چیزی به اسم خوشبختی یا بدبختی خارج از ذهن وجود
ندارد. من مسئو ل تمام خوشبختی ها و بد بختی های خودم هستم
یادم رفت می خواستم در مورد امروز بنویسم جلسه ای با آموزشیاران نهضت داشتم به
نظرم افسرده و ناراحت و ناامید از آینده بودند چند ماه حقوق شان هم پرداخت نشده بود
بعد از جلسه پی گیر یک ماه آن شدم به نتیجه رسید .این حاج آقای قرائتی هم با نظرات
اجتهادی خودش تعلیم وتربیت را برنامه ریزی می کند نه با روشهای مرسوم آموزش
بزرگسالان در دنیا
+
نوشته شده در یکشنبه
1387/04/30ساعت 20:54 توسط حسن رستمي
|
نمی دونم چی بنویسم از اوضاع اداره بنویسم که داره روبراه می شود یا دانشگاه که ترم
تابستانی داردشروع میشود یا خودم که تصمیم گرفتم ده دقیقه به زمان ورزش روزانه و
پانزده دقیقه به استراحتم اضافه کنم یا از ارباب رجوعی که بندگان خدا تا یک مقدار
از مطالبات چندین ماه عقب مانده را پرداخت می کنند کلی سپاسگزارند .یا از بازنشسته
ای که عصبانیت تمام امروز مطالبه پنجاه هزار تومان کسری حقوقش را می کرد که فرزندش
در بیمارستان بود و خودش گرفتار یا از دولت مردانی که روز به روزسطح توقع شان
را از معلم بالا می برند نمی دانم چر ا دولت هر جا کم می آورد از خزانه نیروی
انسانی آموزش وپرورش برداشت می کند مثلا همین انتخاب توسط معلمین به خیر وخوبی بر
گزار می شود اما همین الان ۶۴۰۰۰۰۰۰تومان حق الزحمه آن مانده است که پرداخت نشده
است عرض می کردم از خزانه نیروی انسانی آموزش و پرورش برداشت می کند اما حاضر نیست
حق الزحمه مختصر آن را پرداخت کند.الان هم طرح پرداخت یارانه را باز به دوش آموزش و
پرورش گذاشته اند باز تاکی مجبور بشویم خجالتش را ما بکشیم .
+
نوشته شده در شنبه
1387/04/29ساعت 23:45 توسط حسن رستمي
|
یاهلالا لما استتم کما لا
غاله خسفه فابدی غروبا
ماتوهمت یاشقیق فوادی
کان هذا مقدرا مکتوبا
ای هلال ای ماه نو که درست به هنگام بدر و کمال چهره اش را خسوف گرفت ودچار غروب
شد
هرگزگمان نمی بردم ای پاره ی دلم که این باشد سرنوشت مقدر مکتوب
(شعری منسوب به حضرت زینب (س) به نقل از کتاب آفتاب در حجاب نوشته سید مهدی
شجاعی)
آوازه ی فضل وکمال وزهد وعرفان وعفت و عبادت وتهجدتو در تمام عالم اسلام پیچیده
بود .آنقدر که نام زینب از شدت اشتهار مکتوم مانده بود وانحصار لقبها بود که تورا
معرفی میکرد .لزومی نداشت نام زینب را کسی بر زبان بیاورد.اگر کسی می گفت عارفه اگر
کسی می گفت فاضله اگر کسی می گفت کامله همه ی ذهنها تو را نشان می کرد وچشم همه
دلها بسوی تو بر می گشت
+
نوشته شده در جمعه
1387/04/28ساعت 8:8 توسط حسن رستمي
|
امروز تولد امام علی علیه السلام بود از صبح چند مرحله تلویزیون نگاه
کردم البته شبکه های مختلف .اما هر دفعه احساس کردم که حالم داردبد می شود نمی دانم
چرا رسانه ی ملی اینقدر بد سلیقه است تمام برنامه هایی که در خصوص امیر المومنین
پخش می شد یا شعر بود یا همان مفاهیم شعر در قالب نثر نمی دانم ما چه اصراری داریم
که سعی کنیم امام را فوق بشری نشان دهیم یا مثلا ثابت کنیم که امام مثل فرشته ها
است تازه که موفق بشویم مرتبه امام را پایین آورده ایم در قرآن بالا ترین مرتبه به
انسان داده شده است .عالم و عامی که توسط صدا وسیما به مصاحبه دعوت می شوند دنبال
این هستند که حرف از محبت علی بزنند در حالی که ما به شناخت حضرت بیشتر نیاز داریم
محبت بدون شناخت چه کمی می کند
+
نوشته شده در چهارشنبه
1387/04/26ساعت 19:32 توسط حسن رستمي
|
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز با مدیر عامل یک شرکت تولیدی دولتی جلسه داشتم دیدگاه او پیرامون مسایل آموزش و پرورش برایم جالب بود .البته این مطلب جدیدی نیست بعضی از وزیران و یا مدیران کل آموزش وپرورش مهندس کشاورزی یا مهندس دامپروری بوده اند یا هستند.گویا قبح مساله از بین رفته است یعنی فردی که قرار است در بهترین شرایط گاوپروار کندمشغول پرورش انسان است.یا تصور بفرمایید یک مهندس کشاورزی که کلی در مورد چغندر خوانده است بجای کشت چغندر به تعلیم و تربیت بپردازد.
+
نوشته شده در یکشنبه
1387/04/23ساعت 17:33 توسط حسن رستمي
|
فرو کوفت پیری پسر را به چوب
بگفتا پدر بی گنا هم مکوب
توان بر تو از جور مردم گریست
ولی چون تو جورم کنی چاره چیست؟
می خواستم مطلبی بنویسم اما گاهی از اوقات از گفتن یا نوشتن بعضی از مطالب واهمه دارم علی رغم اینکه سالها ست که فکر می کردم خودم را سانسور نمی کنم اما امروز متوجه شدم که ما دیدم که محکم جاهلی بود...
چه نازی بدین تاج گشتاسبی
بدین باره و تخت لهراسبی
من از کودکی تا شدستم کهن
بدینگونه از کس نبردم سخن
که گوید برو دست رستم ببند
نبند مرا دست چرخ بلند
+
نوشته شده در جمعه
1387/04/21ساعت 9:0 توسط حسن رستمي
|
چند روز گذشته یک کارگاه داشتم با موضوع مدیریت دانش و تفکر استراتژیک از این که بگذریم یک گروه چهار نفره از مدرسین واساتید دانشگاه تشکیل دادم برای بررسی مشکلات آموزش وپرورش حدود بیست ساعتی تا حالا گفتگو کردیم و تعدادی پرسشنامه طراحی توزیع و جمع آوری کردیم که در مرحله تجزیه وتحلیل است.
اوضاع کاری اگر چه ظاهرا خوب نیست اما بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم پیکره سنگین ادارات دولتی به سختی حرکت می کند در حالی که من به یک تیم کوچک و چابک نیاز دارم در حال تست کردن عملکرد افرادم برنامه عملییاتی اداره را برای یازده ماه تنظیم کردم یعنی زمانبندی آن مشخص شده است اما سرفصل های آن مانده است .
+
نوشته شده در پنجشنبه
1387/04/20ساعت 16:33 توسط حسن رستمي
|
امروز در موج نگاه ملامت بار معلمی که از من می خواست تا بگویم آموزانه (حق التدریس)چند ماه قبلش را پرداخت کنند.غرق شدم شاید هم در عرق خجالت خودم. که چرا باید یک معلم با درجه ی فوق لیسانس و ۳۱سال سابقه و موی سفید جلوی من بایستد و بگو شهریه ثبت نام دخترش در مدرسه ی فرزانگان که مربوط به خود آموزش وپرورش هست رانداردو یک فوق لیسانس با نصف سابقه وتلاش او در گوشه ای دیگر از همین کشور هر سال دوبار به مسافرت خارج از کشور برود وبرای فرزندش از دانشگاهی در خارج پذیرش بگیرد
+
نوشته شده در چهارشنبه
1387/04/12ساعت 18:59 توسط حسن رستمي
|
براساس راپورت مفتشین رسمی اوضاع مدارس ناگوار است بنای عمارت مدارس مخالف اصول حفظ الصحه است معلمین ناقابل علت نواقص کمی بودجه و مسایل معیشتی معلمان است.
این گزارش را ۹۰سال قبل یک کارمند در وزارت آموزش و پرورش برای مقام مافوقش نوشته است حالا اگر بعد از ۹۰سال قرار باشد شما یک گزارش بنویسید چی خواهید نوشت احتمالا کلمه نامانوس راپورت رابه گزارش وکلمه مفتش را به بازرس تبدیل کرده و مابقی قضایا...همان خواهد بود حالا اگر قرارباشد ۹۰سال آینده یک گزارش بنویسند چی خواهند نوشت؟؟
مفهوم نوشته فوق این نیست که در ۹۰سال گذشته کاری نشده است بلکه این است که با معلول مبارزه شده است نه با علت !
در هر صورت آمارهای جهانی حاکی از آن است که اوضاع جهانی رو به بهبود است.
+
نوشته شده در یکشنبه
1387/04/09ساعت 18:53 توسط حسن رستمي
|
قرار عنقریب دردانشگاه آزاد شاهرود همایش ضمن خدمت البته توسعه و نوآوری هم در ادامه اش هست در شاهرود برگزار بشه خب روز قبل رفتم داوری مقالات اساتید بزرگوار شرکت کنند به نظرم بیست تایی را امتیاز دادم بعضی مقالات خیلی خوب بود بعضی هم دور از ساحت مقدس آقایان بفهمی نفهمی رو نویسی بود .ماهم ....بگذریم .خلاصه ما کی باید دست از رونویسی برداریم نمی دانم تا جایی که من می دانم باید از کلاس دوم ابتدایی به بعد بچه ها انشای خلاق بنویسند یعنی رونویسی تمام بقول جناب مولوی:
تابه کی اشعار مردان خدا
هی بدزدی و ستانی مرحبا
خلاصه اینکه میشه دانش را از کسی دزدید و احتمالا دانشمند شداما یادتون باش با دزدیدن عقل کسی عاقل نمی شوید
+
نوشته شده در شنبه
1387/04/08ساعت 18:55 توسط حسن رستمي
|
امروز رفتیم بکران برای افتتاح چاه کشاورزی که حالا برقی شده. در وسط حاشیه ی کویر هشت اینج آب به اسم و پنج اینج آب در عمل به مدد برق و تکنولوژی از عمق ۱۸۰متری زمین به بیرون کشیده شد.جمعیت حاضر خوشحال وخندان کبابی را که از گوشت گوسفندی که قربانی این ماجرا شده بود به دندان می کشیدند و ماشا الله ماشا الله گویان به هم لبخند می زدند. من هم البته ضمن خوردن به فکر بودم که آب به این نایابی چگونه به علت نبودن تکنولوژی مناسب آبیاری هدر می رود. مثلا شاید یک بوته هندوانه در ۲۴ساعت به ۲۴۰قطره آب احتیاج داشته باشد اما به علت آبیاری غرقابی سنتی ظاهرا معادل ۲۴۰لیتر آب هدر می شود تا بوته آب مورد نیاز خود را مصرف کند.داشتم همین موضوع را برای کشاورزان و حاضرین با آب وتاب توضیح می دادم که مثلا فلان کشور چگونه از آب و خاک حد اکثر استفاده را میبرد که ناگهان حاج حمید پرسید ما الان از شاهرود آمدیم اینجا و حاج اسد الله که به روستا نرفته آیا نماز ظهرش اینجا شکسته است یا تمام واینجا بود که بحث تقلید و بلاد کبیره ای مثل بکران پیش آمد و تا ظهر به طول انجامید تازه من فهمیدم که هر کدام از آقایان به انواع جدول شکیات و نمازهای مستحبی وروش های فرار از خمس وزکات آگاهند و البته اطلاعات کشاورزی را هم که روز قیامت از کسی نمی پرسند
+
نوشته شده در چهارشنبه
1387/04/05ساعت 18:7 توسط حسن رستمي
|